//
عجب از اين سياه شهر
عجب از اين سياه شهر
که مرد و زن ، سياه ها سپيدها ، همه شبيه يکدگر
عجب ز تو ، عجب ز من
که درد هايمان يکي است ، نگاه يخزده ، خوشي و غصه هايمان ، نت صدايمان يکي است
عجيب نيست که آسمان روي سر ، دروغ ها فريب ها
که حرفهايمان يکي است ، صداي پايمان يکي است
سلاممان کلاممان ، مرض ، دوايمان يکي است
غريبگي و دوستي ، صداي سازهايمان ، صداي گريه هايمان و اسم هايمان يکي است
عجب از اين سياه شهر
که قصه هاي مردمان ، صداي خنده هاي آب
و خانه هاي روي هم و تپه هاي عاشقي
همه شبيه يکدگر.............همه يکي است
|
+| نوشته شده توسط
امیردر چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387
|